تبليغاتX
انجمن وبلاگ نويسان
دانلود آهنگ جدید
دانلود رايگان فيلم و سريال
ابزار وبلاگ
دانلود زیرنویس
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
webdesign düsseldorf
مدل لباس
دانلود آهنگ جدید
خرید کتاب
انجام پروژه متلب
در ضد سرقت
دانلود کتاب

خرید لباس مجلسی
جراحی بینی
دانلود موزیک
کفش زنانه
دانلود آهنگ جدید
ثبت نام لاتاری
وقت سفارت
بلیط هواپیما
ویزای کاری
دانلود فيلم جديد
مجله تفریحی و سرگرمی
دانلود سریال شهرزاد
سریال عالیجناب
دانلود آهنگ جدید
دانلود اهنگ سنتی
شبکه اجتماعی
سریال شهرزاد فصل سوم
اخبار روز ایران
پاپ آپ
تور لحظه اخری
خرید فالوور اینستاگرام
ارتودنسی
آنتن مرکزی
کاغذ سابلیمیشن
کلیپ
ارتودنسی
خرید بلیط هواپیما
دانلود فیلم و سریال
آسام بنا | کاغذ دیواری سه بعدی
دکوپک | پوستر دیواری سه بعدی
حضرت امام محمد جواد علیه السلام

حضرت امام محمد جواد علیه السلام
حضرت امام محمد جواد علیه السلام

بازديد : 1864 مرتبه
تاريخ : يکشنبه 15 مرداد 1391

            امام حسن مجتبي .ع. و قرآن 


قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيْهِ السَّلام:


امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود:


مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَهٌ مُجابَهٌ،


               إمّا مُعَجَّلهٌ وَإمّا مُؤجَلَّهٌ «1»


كسى كه قرآن را قرائت نمايد، براي او دعاي مستجابي هست.


ـ اگر مصلحت باشد ـ دعايش سريع مستجاب خواهد شد


 - و اگر مصلحت نباشد ـ در آينده مستجاب مى گردد.


* * * * *


إنَّ الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ، وَ شِفاءُ الصُّدُورِ،


فَيَجِلْ جالَ بَصَرُهُ، وَ لْيَلْجَمُ الصِّفّهَ قَلْبِهِ،


 فَإنَّ التَّفْكيرَ حَياهُ الْقَلْبِ الْبَصيرِ، كَما يَمْشي الْمُسْتَنيرُ فىِ الظُّلُماتِ بِالنُّورِ. «2»


همانا در قرآن چراغ هاى روشنائى بخش


و شفا بخش دردها و گرفتارى هاى درونى وجود دارد،


پس كسى كه (خود را) با قرآن جلى دهد چشمانش قوى و روشن مى گردد


و قلب و درون خويش را صفا خواهد داد،


چون كه تفكّر و انديشه (در قرآن سبب) حيات قلبِ آگاه مى باشد،


 چنان كه شخص روشن دل در تاريكى ها به وسيله نور چراغ حركت مى نمايد.


........................................


1. دعوات الرّاوندى: ص 24، ح 13، بحارالأنوار: ج 89، ص 204، ح 21.   2. نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 73، ح 18، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 15. 


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|امام,حسن,مجتبي,.ع.,و,قرآن, ,
بازديد : 1590 مرتبه
تاريخ : يکشنبه 15 مرداد 1391

                      ما هم ليله قدر شويم


از خدا بخواهيم كه معرفت و محبتي به ما عطا كند كه ما هم ليله قدر شويم. آنها كه ليله قدر شدند، اسوه مايند. اگر درباره فاطمه زهرا سلام الله عليها آمده است كه او ليله قدر است، اين سخن از سنخ تمثيل است و نه تعيين. يعني 14انسان كامل هر كدام ليله قدرند. و اگر آنها ليله قدرند، شاگردان آنها ميتوانند در حوزه ايماني خود ليله قدر بشوند.


پس بدان؛ تو هم ليلة القدر هستي،


البته در صورتي كه از ليلة القبري بيرون بيايي!


همه بزرگان به ما گفتند: اگر از ليلة القبري به درآمدي، ليلة القدر ميشوي! آنكه درونش گورستان فتنه هاست، گورستان غيبت ها، گورستان آمال و آرزوها و شكمش گورستان حرام هاست؛ اين «ليلة القبر» است، نه ليلة القدر!


اگر از ليلة القبري به درآمد، «ليلة القدر» ميشود؛ آنگاه خير من الف شهر (1) ميشود، يك نفر بيش از هزار نفر ميشود، آنگاه «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله» (2) خواهد شد. يك شب اگر بر هزار ماه فضيلت دارد، يك انسان هم بر هزار گروه فضيلت دارد.


ارزش قلب قرآني


مرحوم امين الاسلام طبرسي در ذيل اين آيه كه خداي سبحان برخي را در دوران سالمندي به نسيان مبتلا ميكند، «منكم من يرد الي ارذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئا » (3)؛ اين حديث نوراني را نقل كرد: « الا قلبا قد وأي القرآن ». مگر قلبي كه ظرف قرآن باشد، در دوران پيري به نسيان مبتلا نميشود و خدا چنين قلبي را هم عذاب نميكند بنابراين آمرزش گناهان يكي از فوائد جزئي اين ادعيه است. عمده، گسترش اسلام است و ظهور ولي ماست.


و اگر كسي قرآن در جان او جلوه كرد


او همين ليلة القدر را در حوزه ايماني خود خواهد داشت.


شفافيت جريان «شب قدر» در اسلام:


به قدري ليله قدر در اسلام روشن بود كه مانند صاحب اصلي اش يعني ذات اقدس اله ضمير بدون مرجع آمده. يك وقت شما ميخوانيد: قل هو؛ اين هو بدون اينكه مرجع قبلاً گفته بشود ذكر شده است. سرّش آن است كه لازم نيست اول اسم خدا را ببرند، بعد بگويند (او)! همين كه گفتند (او)، معلوم است كيست. خدا معروف هر كسي است، محبوب هر كس است.


در جريان ليله قدر و قرآن آنقدر قرآن مشخص شده بود كه بدون اينكه مرجع ذكر بشود، ضمير به قرآن برگشت. فرمود: انا انزلناه في ليلة القدر. اين اولين آيه آن سوره است بعد از (بسم الله). قبلاً سخن از قرآن نبود، قبلاً سخن از وحي نبود؛ اما در اولين آيه سوره قدر ميخوانيم: «انا انزلناه في ليلة القدر». معلوم است كه ضمير به وحي و قرآن برمي گردد! اين ليله قدر آنقدر شهرت پيدا كرد كه شد ظرف قرآن كريم. و چون قرآن كريم محبوب و معروف همه بود؛ لازم نبود قبلاً نامي از آن برده شود تا ضمير به آن برگردد.


حاملان سلام خدا بر مومنان:


(قدر) هم به معناي شرف و فضيلت است و هم به معناي تدبير امور. شرف و فضيلت در اين است كه فرشتگان، مرتب به صائمين و صائمات سلام عرض ميكنند. از اول شب تا مطلع الفجر ملائكه ميآيند، سلام ميكنند. اين سلام ملائكه را اگر كسي بشنود، معلوم ميشود ليله قدر را درك كرده است.


گفتند: آيا براي شب قدر علامتي هست؟


گفتند: آري، هواي لطيف و ملايمي دارد. گاهي انسان احساس ميكند يك نسيمي دارد ميوزد، نسيم بهاره. خواه تابستان باشد، خواه پاييز و زمستان؛ آن نسيم ملايم بهاري را در شب قدر احساس ميكند، ميگويند: اينها همه نفحه رحماني ليله قدر است، اينها اثر سلام ملائكه است.


اين سلام كردن تنها مخصوص وجود مبارك ولي عصر نيست. آنچه مخصوص آن حضرت است، آن است كه حقائق و مقدرات را به حضور آن حضرت تقديم ميكنند. اما فرشتگاني كه نازل ميشوند، به هر مؤمن روزه دار سلام ميكنند. اگر سلام ميكنند، براي آن است كه يا سلام خدا را ميرسانند، يا سلام ملائكه حامل عرش را ميرسانند، يا سلام خود را ابلاغ ميكنند.


در سوره مباركه احزاب فرمود: «هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور» (4) خداي سبحان همانطوري كه نسبت به رسولش درود و سلام دارد، نسبت به مؤمنين و مؤمنات هم تسليم دارد. فرمود: «هو الذي يصلي عليكم و ملائكته». خدا بر شما صلوات ميفرستد، ملائكه خدا هم بر شما صلوات ميفرستند تا شما را از ظلمت به درآورند و نوراني كنند.


....................................


[1] قدر/3     [2] بقره/924     [3] حج/5     [4] احزاب/34    آيت الله جوادي آملي، احياي شب 19، مسجد اعظم قم


مطلب منتخب توسط باشگاه خبرنگاران


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|ما,هم,ليله,قدر,شويم, ,
بازديد : 1524 مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391

                      شما هم خدا را مهمان کنيد


شما هم خدا را مهمان کنيد ماه مبارک رمضان از لحاظ زمان مهمان خدا است اما به ما گفته اند که شما هم مهماني بدهيد مضايفه بهتر از ضيف يکجانبه است شما هم خدا را مهمان کنيد چرا که خداي سبحان مهمان دلهاي شکسته است.


براي ماه رجب دستورهاي فراواني دارند، اين دعاها براي آن است که مضايفه (مهماني دو جانبه) باشد نه تنها ضيف يک جانبه؛ ضيف يک جانبه اين است که انسان به وسيله حج يا عمره و مانند آن به سرزمين وحي ميرود آنجا که رفت، جزء ضيوف الرحمان است يا بدون مقدمات ماه رجب و شعبان وارد ماه مبارک رمضان ميشود جزء ضيوف الرحمان است در ماه مبارک رمضان از لحاظ زمان مهمان خدا است در سرزمين وحي از نظر مکان مهمان خدا است اما به ما گفتند که شما هم مهماني بدهيد مضايفه بهتر از ضيف يکجانبه است؛ شما هم خدا را مهمان کنيد


خب مستحضريد که وقتي ميگويند شما خدا را مهمان کنيد البته ما در فصل سوم سخن مي گوييم، نه در فصل اول و فصل دوم. فصل اول و دوم منطقه ممنوعه است که کسي به آنجا راه ندارد. فصل اول هويت مطلقه ذات اقدس الهي است که کسي به مقام ذات راه ندارد نه مهمان او ميشود نه او مهمان کسي است. فصل دوم که اکتناه صفات ذاتي است که عين ذات است آنجا هم نه مهمان کسي ميشود نه کسي مهمان او ميشود .فصل سوم مقام وجه الله است و فيض الله است که تمام بحثهاي عرفاني در همين فصل سوم است؛ فيض خدا، رحمت مطلقه خدا، وجه الله و امثال ذلک.


 خب ما با وجه الله کار داريم حالا چون وجه الله فيض خدا در حوزه امکان هست هم ما ميتوانيم مهمان او باشيم که البته وجه الله به الله متکي است هم وجه الله مهمان ما باشد اين مضايفه برکات فراواني دارد.


بيان نوراني امام سجاد سلام الله عليه هم در صحيفه اين است که:


«دان في علوه و عال في دنوه» او در عين حال که در ربّ العرش است


اسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ الرَّحْمنُ بر او صادق است


هو مَعَکُمْ أَيْنَ ما کُنْتُمْ هم هست


در عين حال که علي است داني است در عين حال که داني است عالي است بلاتجافي


خب ما مهمان خدا باشيم طبق اين رواياتي که در حال حج عمره يا در حال ماه مبارک رمضان حاجيان و معتمران يا صائمان را جزء ضيوف الرحمان ميدانند درست است.


اما خدا مهمان ما باشد يعني چه؟


يک: ما چه داريم که او را مهمان کنيم؟ دو: چه وقت او مهمان ما ميشود؟ در حديث قدسي آمده:


«انا عند المنکسرة قلوبهم»


خداي سبحان مهمان دلهاي شکسته است


 و آن انکسار را آن فقر را آن خضوع را آن خشوع را آن بندگي خالص را خدا ميپذيرد اين «انا عند المنکسرة قلوبهم» جزء مصاديق مهمان شدن خدا نسبت به دلها است و آن وَ هُوَ مَعَکُمْ أَيْنَ ما کُنْتُمْ که در سوره مبارکه «حديد» است مال همه است خدا با همه است به وجود مبارک موسي و هاورن سلام الله عليهما فرمود شما برويد با فرعون سخن کنيد «إِنَّني مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَري» من با موسي هستم هم با هارون هستم هم با فرعون ببينيد «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» اين است ديگر آنجا هستند تا او را بگيرند پس خدا با همه هست «وَ هُوَ مَعَکُمْ أَيْنَ ما کُنْتُمْ»


اما اينکه فرمود «انا عند المنکسرة قلوبهم» به وصف رحيميت است به وصف عفو بدن است به وصف ستار و غفار بودن است به وصف رئوف و عطوف بودن است با اين وصف مهمان آدم ميشود.


اين دعاهاي ماه رجب و شعبان براي آن است که انسان


 را هم شايسته کند که مهمان خدا بشود


هم شايسته کند که مهماندار خدا بشود


 در اين معامله سود کلاً مال انسان است چون گاهي خداي سبحان مبايعه ميکند خريد و فروش ميکند با انسان گفتگو دارد چه اينکه در مناجات شعبانيه همين است.


بخش وسيعي از دعاهاي ماه مبارک رمضان از وجود مبارک امام باقر عليه السلام هست. مانند دعا سحر «اللهم اني اسئلک من بهائک». دعاي نوراني ابوحمزه ثمالي از وجود مبارک امام سجاد سلام الله عليه است.


ماه رجب زمينه است که انسان وارد شهر النبوه بشودکه محفوف به رحمت است


و اين دو ماه زمينه براي ضيف الرحمان شده صائم هست که وارد ماه مبارک رمضان بشوند


در صحيفه صادقيه اين بيان نوراني امام صادق سلام الله عليه را ميبينيد اين دعاي «يا من ارجوه لکل خير» اين از وجود مبارک امام صادق سلام الله عليه است و ظاهر اين دعا اين است که از همان اول حضرت دست مبارک را روي چانه شريف گذاشتند اين مربوط به لحيه نيست اين انسان وقتي مضطر شد دست به چانه ميزند که حالت اضطراب و اضطراب است از همان اول دست به چانه گذاشتند و اين دست را حرکت دادند که حالت نگراني و اضطراب و پريشاني و امثال ذلک باشد نه اينکه وقتي به آن جمله آخر رسيدند يا ذاالجلال و الاکرام دست را گذاشته باشند.


خب اين دعا را زنها را هم ميتوانند بخوانند با اينکه سخن از لحيه نيست عمده چانه است که انسان وقتي مضطر شد در تعبيرات عرفي ما هم همين است ميخواهيم عذرخواهي کنيم دست به چانه ميزنيم ميگويم ما را ببخش نه اينکه سخن از محاسن باشد لذا جوان هم ميتواند بخواند زن هم ميتواند بخواند.


اين دعا و امثال اين دعا براي آن است که انسان را جزء ضيوف الرحمان بکند


وقتي مهمان خداي سبحان شد او غير از نعمتهاي خاصهاي که عطا ميکند


يک چيزي که صاحب بقا باشد عطا ميکند چون «وَ ما عِنْدَ اللّهِ خَيْرٌ»


يک چيزي ميدهد که خير باشد اين خير از بين رفتني نيست و نگهدار و نگهبان آدم است


.............................


بنياد علوم وحياني اسراء، بيانات آيت الله جوادي آملي.


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|شما,هم,خدا,را,مهمان,کنيد, ,
بازديد : 1624 مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391

             قرآن در نگاه انديشمندانقرآن در نگاه انديشمندان


اسلام، آييني پويا و پيش‏رو و ترقّي خواه و انسان‏ساز و انگيزه‏دار و سعادت آفرين است كه بزرگ‏ترين دانشمندان جهان از دير باز تا عصر حاضر، مسلمان و غير مسلمان بر آن اذعان دارند.


پروفسور «ادوارد مونته» (استاد دانشگاه ژنو):


تعليمات قرآن، مانع قرباني بشر و كشتن دختران و استعمال مسكرات


و بازي قمار شدكه در بين عرب رواج داشت.


 پيشرفت‏هايي كه از اين تعليمات و اصلاحات پيدا شد، آن قدر بزرگ بود


 كه محمّدصلي الله عليه و آله را از بزرگ‏ترين نيكوكاران بشر قلمداد كرد [1].


پروفسور «درايرزاروپ» مي‏گويد:


«قرآن، شامل پيشنهادهاي عالي اخلاقي است و از قسمت‏هايي تشكيل شده است كه مورد تصديق همگان قرار مي‏گيرد. اين دستورها كامل و رساست و براي برنامه زندگي مردم، راهنماي حيات و ضروري است».


«رالف لينتون» مؤلّف كتاب سير تمدّن مي‏نويسد:


آموزشگاه عالي قرآن، راه ترقّي و پيشرفت هر فرد،


از هر طبقه به هر مقام را هموار و فراخ كرده است؛


به ‏گونه‏ اي كه حتّي فرزند بَرده نيز مي‏تواند به مقامات عالي و بالا برسد.


دكتر «بنواست» محقّق دانشمند فرانسوي مي‏نگارد:


«در قرآن، آياتي است كه پس از گذشت سيزده قرن، با آخرين اكتشافات علمي امروز تطبيق مي‏كند و اين موضوع، مرا قانع كرد و موجب شد كه به يگانگي خدا ايمان آوردم و به نبوّت حضرت محمّدصلي الله عليه و آله و سلم و حقيقت اسلام اقرار كنم...


من يك دكتر در طب هستم و خانواده‏ام كاتوليك است


و اختيار اين شغل سبب شد كه تربيت و روش فكري من كاملاً علمي باشد...


درباره زندگي مادّي بشر، اسلام هيچ فروگذار نكرده است


و به نظر من يگانه ديني است كه با طبيعت بشر سازگار است [2].


تاكنون عبارات و اعترافات فراواني از دانشمندان بزرگ، پيرامون قرآن و اسلام اظهار شده است[3].


دكتر «گوستاولوبون» فرانسوي در كتاب تمدّن اسلام و عرب، پس از شرح مفصّلي درباره پيشرفت‏هاي مسلمانان در علم فلسفه و ادبيات و شعر و شاعري و تاريخ و علم رجال و قصه و حكايات و رياضي و هيئت و جغرافيا و فيزيك و شيمي مي‏نگارد:


مسلمانان از استخراج معادن، از قبيل طلا و آهن و مس و گوگرد و جيوه مطلع بوده و در رنگ سازي مهارت داشته‏اند و از شمشيرهاي طليطله بر مي‏آيد كه در آب دادن فولاد، درجه كمال را دارا بودند و در بسياري از فنون، هنوز نتوانسته‏ايم بر آن‏ها تفوّق يابيم.


يكي از اكتشافات خيلي مهم مسلمانان، اكتشاف «باروت» است... مسلمانان، پيش از همه به جاي پوست، كاغذ استعمال كرده‏اند و عرب به جاي ابريشم (كاغذ ابريشمي)، پنبه را اختراع كرد و از كتب قديمي مسلمانان معلوم مي‏شود كه آنان اين فن را نهايت درجه ترقّي دادند؛ حتّي بهتر از آن‏ها كاغذي تاكنون ساخته نشده است.


 مسلمانان بودند كه «قطب نما» را در فن كشتي‏راني به كار بردند و اهل اروپا به وسيله آنان از قطب نما اطلاع يافتند. به هر روي، تحقيقات و اكتشافات مسلمانان در «طبيعيات»، كم‏تر از ترقيات و اكتشافاتي نبود كه در رياضي‏و هيئت حاصل كردند[4].


..........................................


[1] ـ ر.ك: فرهنگ اسلام‏شناسان خارجي، ص4 به بعد.        [2] ـ ر.ك: فرهنگ اسلام‏شناسان خارجي، ص4 به بعد.


[3] ـ ر.ك: فرهنگ اسلام‏شناسان خارجي، ص4 به بعد.        [4] ـ تمدن اسلام و عرب، كتاب پنجم، ص593ـ 602.


برگرفته از: آيه الله جوادي آملي، وحي و نبوت در قرآن، صفحه 398 - 400


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|قرآن,در,نگاه,انديشمندان, ,
بازديد : 1820 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|طول,عمر, ,
مطالب پر بازديد
صفحه قبل 1 2 ... 13 صفحه بعد